الشيخ البهائي العاملي ( مترجم : سنندجى )

518

كشكول شيخ بهائى ( فارسى )

* * * و همانا دوست به ديدن دوستان مىآمد تا داستان‌هاى زيبا بگويند و از هم جوارى لذّت ببرند ؛ پس زمانه به شكلى شد كه دوستان به زيارت هم مىآيند تا شكايت از گرفتارىهاى زمان و ناراحتىهاى دوران نمايند . 1287 - در چرخش چشم‌ها ان العيون لتبدي في تقلبها * ما في الضماير من ود و من حنق ( ناشناس ) * * * همانا چشم‌ها در چرخش خود هر آن‌چه در باطن افراد از كينه‌توزىها و دوستىها باشد ، آشكار مىنمايد . 1288 - اسلام زنده است تلوح في هذه الأيام دولتكم * كأنها ملّة الإسلام في الملل ( ناشناس ) * * * در ايّام امارت و حكومت شما ، مثل اين‌كه اسلام هم جزء ملت‌ها و اقوام قرار گرفته است ( اسلام جان تازه‌اى يافته است ) . 1289 - راضى به تقدير إذ المرء لم يرض ما أمكنه * و لم يأت من أمره أحسنه فدعه و قد ساء تدبيره * سيضحك يوما و يبكي سنه ( ناشناس ) * * * هرگاه مرد به قسمت خود راضى نباشد كارهايش را به خوبى و تمام و كمال انجام ندهد ، او را رها كن ، چرا كه سوء تدبير او ، او را يك روز به خوشى و خنده وامىدارد و سالى به گريه و ناخوشى .